ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

بسم الله الرحمن الرحیم

{ یسئلونک عن الرّوح قل الرّوحُ مِن أمرِ ربّی }

روح از امر رب است.

{ کذلک الله یخلُقُ ما یشاءُ إذا قضیَ أمراً فإنّما یقول له کن فی }

هرگاه امری را ب پایان برساند، همینکه ب او بگوید باش، می شود.

روح از امر رب است.

مربوط ب مرحله ی ربوبیت است.

وجه ربّ خداوندگار است.

در آیات قرآن حرفی از مخلوق بودن روح نیست. آن روح مجردی ک از امر رب است.

پس روح، از امر است و هرگاه ربّ اراده کند، ب یک قول و گفتار و سخن، ب آن کینونیّت می بخشد.

_____________________________________

در مورد روح،

آیات زیر قابل تأمل است:

{ إنّما المسیحُ عیسی بن مریم رسول الله و کلمته ألقاها إلی مریم و روحٌ منه }

همانا مسیح، عیسی پسر مریم است؛ رسول الهی است و کلمه ی اوست ک آنرا ب مریم القا نمود و روحی از اوست.

این آیه ابهامات فراوانی دارد.

{ کلمته ألقاها إلی مریم}

عیسی علیه السلام کلمه ی اوست.  کلمه ی چه کسی؟ ما قبل «کلمته» ، « رسول الله » است؛ مرجع ضمیر « کلمته » رسول الله باید باشد.

کلمه ای ک وی را القا کرد ب مریم. در « ألقاها»، فاعل چه کسی است؟ هرچند بظاهر فاعل ب الله بر می گردد، ولی اینجا رسول الله است نه الله.

{ کلمته ألقاها إلی مریمَ و روحٌ منه }

کلمه ای ک القا کرد آنرا ب مریم؛ و روحی از او.

« و روحٌ منه » مرجع ضمیر « منه » ب که بر می گردد؟

روحی از کلمه؟

روحی از رسول الله؟

روحی از الله؟

از مریم ک نمی تواند باشد، چون ضمیر در « منه » مذکر است. ب کلمه هم نمی تواند برگردد. کلمه هم مؤنث است. می تواند ب عیسی برگردد ک رسول الله است. الله ک مستقیم نیامده. آیا روحی از الله است؟؟

اگر بگوییم روحی از عیسی رسول الله است چه معنا و مفهومی پیدا می کند؟

_______________________________________

حضرت مریم سلام الله علیها وقتی از مردم انتباذ کرد،

{ فاتّخذت من دونهم حجاباً فأرسلنا إلیها روحنا فتمثّل لها بشراً سویّاً }

پس، از ماسوای آنها حجابی برگرفت، سپس بسویش روحمان را فرستادیم، آنگاه تمثل یافت برای او بشری معتدل.

{فأرسلنا إلیها روحنا }

روحمان را ب سوی مریم فرستادیم و ارسال کردیم.

_____________________________________

{ و الّتی أحصنَت فرجَها فنفخنا فیها من روحنا }

{ و مریم ابنت عمران الّتی أحصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا }

در آیه ی اول،

« فیها » با ضمیر مؤنث آمده. مرجع ضمیر آن کدام است؟

قاعدتاً می بایست مرجعش فرج باشد.

آیا کلمه ی فرج مؤنث است یا مذکر؟

می گویند کلمه ی فرج، مذکر است.

پس ضمیر « فیها » ب آن بر نمی گردد.

ب « ألّتی » بر می گردد.

در آیه ی دوم، « فنفخنا فیه من روحنا »

ضمیر « فیه » مذکر آمده. اینجا می توان گفت ک ب فرج بر می گردد.

حالا چرا حق تعالی با کلمات بازی می کند و اینگونه الفاظ را در هم می پیچاند حتماً حکمت و پیامی دارد.

نفخ جزئی از روح در حضرت مریم، 

نفخ جزئی از روح در فرج و رحم حضرت مریم سلام الله علیها.

اینجا می خواهد وحدت رحم و نفس را برساند.

_________________________________

و اما در این آیات هم جای بسی تأمل و تفکر است:

{ ألّذی أحسن کلّ شیءٍ خلقه و بدأ خلق الإنسان من طین }

{ ثمّ جعل نسله من سلالةٍ من ماءٍ مهینٍ }

{ ثمّ سوّاهُ و نفخ فیه من روحه }

اوست کسی ک خلقت هر چیزی را بطور احسن انجام داد و خلقت انسان را از طین و گل آغاز کرد.

سپس نسل او را از چکیده ای از آبی پست و کمترین قرار داد.

آنگاه آنرا تسویه نمود و از روح خویش در آن دمید و نفخ کرد.

اول خلقت هر چیز، بعد خلقت انسان از طین، بعد جعل نسل طین از ماء مهین؛ سپس تسویه و سرانجام نفخ روح.

________________________________

{ و إذ قال ربّک للملائکة إنّی خالقٌ بشراً من صلصالٍ من حمإٍ مسنونٍ }

{ فإذا سوَّیتُهُ وَ نفختُ فیه من روحی فقعوا له ساجدین }

ابتدا قول پروردگار با ملائکه؛

قول؟ { إنّی خالق بشراً}

پس آنگاه تسویه ی بشر، و بعد، نفخ روح در آن. ک طبق آیات، بعد از خلقت وجه بشری است.

_______________________________

مابقی پستهای مرتبط موجود در این وبلاگ:

  شؤونات روح.

و چه می دانیم روح چیست؟

نفخ تو و روح من.


مشخصات

  • جهت مشاهده منبع اصلی این مطلب کلیک کنید
  • کلمات کلیدی: الله ,مریم ,کلمه ,رسول ,روحی ,ضمیر ,رسول الله ,مرجع ضمیر ,کلمته ألقاها ,إلیها روحنا ,خلقت انسان
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

تولیدی جوراب مقدم Confusion آخرین امید naz-web Bill صفحه شیما سهرابی Power Systems Protection مدرس، معلم و استاد تدریس خصوصی ریاضی و ریاضیات دبیرستان، ابتدایی، کنکور و دانشگاه پروژه های دانشجویی استان اردبیل روش های بازاریابی اینترنتی